فقر کز وی تو ننگ می داری آن جهان افتخار خواهد بود
تلخی صبر اگر گلوگیر است عاقبت خوشگوار خواهد بود
چون رهد شیر روح از این صندوق اندر آن مرغزار خواهد بود
چون از این لاشه خر فرود آید شاه دل شهسوار خواهد بود
دامن جهد و جد را بگشا کز فلک زر نثار خواهد بود
تو نهان بودی و شدی پیدا هر نهان آشکار خواهد بود
هر کی خود را نکرد خوار امروز همچو فرعون خوار خواهد بود
هر که چون گل ز آتش آب نشد اندر آتش چو خار خواهد بود
چون شکار خدا نشد نمرود پشه ای را شکار خواهد بود
هر که از نقد وقت بست نظر سخره ای انتظار خواهد بود
هر که را اختیار کردش عشق مست و بی اختیار خواهد بود
هر که او پست و مست عشق نشد تا ابد در خمار خواهد بود
هر که را مهر و مهر این دم نیست اشتری بی مهار خواهد بود
در سر هر که چشم عبرت نیست خوار و بی اعتبار خواهد بود
بس کن ار چه سخن نشاند غبار آخر از وی غبار خواهد بود
شمس تبریز چون قرار گرفت دل از او بی قرار خواهد بود
975
آتش افکند در جهان جمشید از پس چار پرده چون خورشید
خنک او را که شد برهنه ز بود وای آن را که جست سایه بید
دل سپیدست و عشق را رو سرخ زان سپیدی که نیست سرخ و سپید
عشق ایمن ولایتیست چنانک ترس را نیست اندر او امید
هر حیاتی که یک دمش عمرست چون برآید ز عشق شد جاوید
یک عروسیست بر فلک که مپرس ور بپرسی بپرس از ناهید
زین عروسی خبر نداشت کسی آمدند انبیا به رسم نوید
شمس تبریز خسرو عهدست خسروان را هله به جان بخرید
976
خسروانی که فتنه ای چینید فتنه برخاست هیچ ننشینید
هم شما هم شما که زیبایید هم شما هم شما که شیرینید
همچو عنبر حمایلیم همه بر بر سیمتان که مشکینید
نشوم شاد اگر گمان دارم که گهی شاد و گاه غمگینید
در صفای می نهان دیدیم که شما چون کدوی رنگینید
شاهدان فنا شما جمله با لب لعل و جان سنگینید
بل که بر اسب ذوق و شیرینی تا ابد خوش نشسته در زینید
تبریزی شوید اگر در عشق بنده شمس ملت و دینید
پلاک من...
ما را در سایت پلاک من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: reza
بازدید: 76
تاريخ: سه
شنبه
7 خرداد
1392 ساعت: 17:10